مولانا محمد بن احمد بيغمى
20
داراب نامه ( فارسى )
به اعتبارست . جملهء يمن و عدن تا حد زنگبار و مكه و مدينه و طايف و صنعان در فرمان اوست . سپاه غلبه و مملكت آبادان دارد . فيروز شاه گفت كه هيچ فرزند دارد ؟ گفت : بلى هشت فرزند دلبند دارد كه ازين هشت فرزند هفت مردند و يك دخترى دارد كه در روى بساط عالم بحسن و جمال مثل ندارد . بيت : ازين مه پارهيى عابد فريبى * ملايك صورتى طاوس زيبى كه بعد از ديدنش صورت نبندد * وجود پارسايانرا شكيبى فيروز شاه پرسيد كه نام فرزندانش را ميدانى ؟ گفت : بلى ميدانم . گفت : بگوى تا بشنوم . سياوش گفت : از غايت شجاعت و پهلوانى كه در خاندان ايشانست ، اين هفت فرزند را نام شير نهاده است ، كه عرب شير را بهفت نام ميخواند . شاه سرور اين هفت نام شير را بر هفت پسر خود نهاده است . پسر بزرگ را نام شاه ليث نهاده ، و فرزند دوم را شاه شجاع نام كرده است ، ديگرى را شاه حارث ، ديگرى را شاه اسد ، فرزندى ديگر را شاه هزبر ، فرزند ديگر را شاه ضرغام ، ديگرى را شاه غضنفر نام كرده است . فيروز شاه را عجب آمد . گفت : نام دخترش چيست ؟ گفت : اى شاه آوازهء حسن و جمال اين دختر شاه يمن جهانرا گرفته است . صد شاهزاده عاشق دارد اما پدرش به كسى نميدهد . او خود در عالم هيچكس را در محل همسرى نمىبيند . دعوى مىكند كه مادر گيتى بحسن و جمال من هيچ فرزند نزاده است و عبهر چون من جمالى نپرورده است . كسى كه امروز لايق وصال من باشد در عالم نيست . با وجود « 1 » حسن و جمالى كه دارد شجاعتى تمام دارد و در باب تير و نيزه و تيغ چابكسواريست كه مثل ندارد . فيروز شاه گفت : تو هيچ او را ديدهاى ؟ گفت : شهريارا من او را نديدهام ، كه او به غير پدر و برادران هيچ نرينه نديده است ، اما از صاحب خبران شنيدهام كه از حسن و جمال آنچه بهترست خداى تعالى بوى داده است . سه نقطهء خال سياه ميگويند كه بر روى دارد ، دو بر دو رخسار و يكى بر چاه زنخدان . فيروز شاه
--> ( 1 ) - در اصل : با وجودى كه